تبليغاتX
نیش عقرب

وقت رفتن است،...

همه وسائل را جمع کردم به جز صندلی تو...

شاید وقتی برمیگردی خسته باشی...

صندلی رو کنار "شومینه" بگذار و برو.شاید سردش هم باشد...
 
برای شومینه "چوب سوخته" آماده بگذار.
 
یه نخ "سیگار" هم برایش بگذار شاید "اعصابش" بهم ریخته باشد.
 
یک چسب "زخم" هم "یادگاری" برایش بگذار تا با دیدنش "آنچه باتو کرد یادش آید".......................
 
حالا میتوانی بروی "غربت".
+ نوشته شده در  90/10/07ساعت   توسط مجیدمولا  | 

خوشبحال لاک پشتها...

وقتی میخوان از هم جدابشن  آروم آروم ازهم جدامیشن.........

+ نوشته شده در  90/09/13ساعت   توسط مجیدمولا  | 

     بکش نفس بیادم

 

سرود دلتنگی بخون   بامن اگه همدرد شدی

اگه توی بهارعشق    تنها یه برگ زرد شدی

چرا من و دلم هنوز        داریم میسوزیم بی گناه

چی شد که ما اسیر شدیم  تودست سرد یک نگاه

خیال تو دست از سرم   یه لحظه برنمیداره

صدات میدونم میتونه    مرهم روزخمم بذاره

زخمی که مونده یادگار   از عشق تو بر دل من

انقدر برام سکوت نکن  چیزی بگو حرفی بزن

تعریف بیجا ممنوعه      هرچی میگم واقعیته

احساسی که دارم به تو   یه عشق بی نهایته

وقت خوبیه که بگم        زندگی بی تو باطله

اینطور دیگه تموم میشه  بین من و تو فاصله

این حرفها که بهت زدم   یه وقت نگی پیش کسی

من میمیرم واست و تو   بکش بیادم نفسی

 

      (ازکتاب صدای چشمک چاپ ۸۷)

           www.adinebook.com

 

پی نوشت:متاسفانه وزارت ارشاد من رو در اخذ مجوز کتاب دوم ناکام گذاشت چون زیاد

عاشقانه بود و مهم تر اینکه ترانه ی مذهبی توکتاب دوم نذاشته بودم که حالا مجبورم

بذارم!!!

+ نوشته شده در  90/09/01ساعت   توسط مجیدمولا  | 

۲۵سال کابوس 

وقتی خوابمون برد به دنیا اومدیم و وقتی از این خواب بیدار میشیم

که بمیریم...

حالا تو چندساله که خوابیدی؟میدونی؟تاحالا بهش فکرکردی؟

چقدر از این خواب کثیف  برات رویا بوده و چقدرش کابوس؟؟؟

برا من که همش کابوس بوده.۲۵سال کابوس!

+ نوشته شده در  90/07/13ساعت   توسط مجیدمولا  | 

 
 
۱.سلام ، حالم خیلی بده ، مغزم دیگه کار نمیکنه رفتم دکتر ، میگه ۲ راه بیشتر نداری یا ICU ...... یا I SEE YOU
 
 
۲.خواستی دیگر نباشی ، ... چه با اراده !!! لعنت به دبستانـــی که تو از درسهایش ، فقط تصمیــم کبــری را آموختـــی ................!!!
 
 
۳.اینقدر عطر را روی تنت خالی نکن.....تو بوی گند خیانت میدهی لعنتی.
 
 
۴.به سرنوشت بگوييد...... اسباب بازي هايت بي جان نيستند.. آدمند.. مي شكنند.. آرام تر...! 
+ نوشته شده در  90/05/10ساعت   توسط مجیدمولا  | 

    روز افتتاح عشق

 

برای ثبت عاشقی    بهترین مدرک دلمه

هدیهء من بپای تو   این جون ناقابلمه

من خودم رو نمیبینم       بدون تو توآیینه

چشمای من تا باز بیای   گریون سر رات میشینه

بی اطلاع و بی خبر          ای کاش نمیرفتی سفر

کاش میدیدی واسه تو من   نمیخوابم شب تا سحر

بیدار می مونم که شاید   باز بسازم شعر و غزل

شکستن و عاشقی بود   تقدیرم از روز ازل

از روز افتتاح عشق       نبض منو باعشق زدن

همهء عضوها یه طرف    قلب یه طرف تو این بدن

خلاصه اینکه دل من    شکست و هی خون گریه کرد

هرگز نشد بگم تویی    مرهم روی یه کوه درد

        

         (از کتاب صدای چشمک چاپ ۸۷)

            www.adinebook.com

 

پی نوشت:متاسفانه وزارت ارشاد من رو در اخذ مجوز کتاب دوم ناکام گذاشت چون زیاد

عاشقانه بود و مهم تر اینکه ترانه ی مذهبی توکتاب دوم نذاشته بودم که حالا مجبورم

بذارم!!!

+ نوشته شده در  90/04/14ساعت   توسط مجیدمولا  |